هنوز هم با دلهره به كوچه سرك مي كشم
به ياد روزهاي گذشته
اين بار پسركي لبخندي ميزند و مرا به عشقي دعوت مي كند
نگاهش مي كنم
او از جنس توست
لبخندش همانند توست
نگاهش همانند نگاه توست
ياد روزي مي افتم كه بازيچه دستت شدم
من هم لبخند ميزنم
به دعوتش پاسخ مثبت مي دهم بي هيچ احساسي نسبت به او
مي خواهم اينبار من گرداننده بازي باشم و او بازيچه دست من
او از جنس توست و همانند تو
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 13:41 توسط یاسمن

نور بر تن اب
برتن برکه اشک
باز شب مهتاب است
تو بخواب اي فرهاد
بيستون آرام است
قصه ات رويا شد
دگر از عشق تو و ليلي و مجنون دگرها ؛
خبري نيست بخواب
که دگر عشق بهايي دارد
هم تراز زر و سيم
عشق امروز دگر
عشق ايراني ديروز نشد
تو بخواب اي فرهاد
که دلم غمگين است
دگر از عشق سيرم
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 13:40 توسط یاسمن |
سلام خوبين ؟ عزيزان اين وب منو هك كردن ولي من دوباره زدم با اين كار فقط آرشيو دو سالم از بين رفت وگرنه هيچ ضرر ديگه اي به هيچ كس و هيچ چيز ديگه اي نزدن واقعا واسه اين آدم عقده اي متاسفم كه وبمو هك كرده
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 16:9 توسط یاسمن |
each question asked by heart remains with out answer/ what i should reply when my heart asks me" where is your kind lover?" you should know from my eyes that i love you/ this is my last word "don't go! stay by my side" i am sick and homeless because of your travel/ when you leave i cry for you / forgive me if i told you somethings to break your heart/ don't tell me everything is over for us/i might hurt you but it was not my heart's fault for my heart did everything for you
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 16:7 توسط یاسمن |
| ||||||